تبليغاتX
666

PASSWORDE WEBLOGE SHOMA HAC SHODE AST

IN KAR BARAYE AVALIN BAR VA BE TOR AZMAYESHI DAR WEBLOGE SHOMA TEST SHODE AST

BE ZOODI PASSWORDHAYE WEBLOGHAYE DIGARE BLOGFA HACK KHAHAD SHOD

NEGARANE WEBLOGE KHOD NABASHID. BE ZOODI MITAVANID BA PASSWORDE GHABLIETAN WAREDE MOHITE KARIE KHOD SHAVID

+ 666  چهارشنبه هشتم خرداد 1387666 16:41  666 ؟ 

موج ها خوابيده‌‏اند، آرام و رام،

طبل توفان از نوا افتاده است

چشمه های شعله ور خشكيده اند،

آب‌‏ها از آسيا افتاده است

در مزار آباد شهر بی ‏تپش

آواي جغدی هم نمي‌‏آيد بگوش

دردمندان بی‌‏خروش و بي‌‏فغان

خشمناكان بی فغان و بی خروش

آه ها در سينه ها گم كرده راه،

مرغكان سرشان بزير بال‌‏ها

در سكوت جاودان مدفون شده ست

هر چه غوغا بود و قيل و قال‌‏ها

آب ها از آسيا افتاده است،

دارها بر چيده ،خون‌‏ها شسته‌‏اند

جاي رنج و خشم و عصيان بوته‌‏ها

پشكبن های پليدی رسته‌‏اند

مشت‌‏های آسمان كوب قوی

واشده ست و گونه‌‏گون رسوا شده ست

يا نهان سيلی زنان، يا آشكار

كاسه پست گدائی‌‏ها شده ست

خانه خالي بود و خوان بي‌‏آب و نان،

وآنچه بود، آش‌‏دهن سوزي نبود

اين شب‌‏ست، آري، شبي بس هولناك؛

ليك پشت تپه هم روزي نبود

باز ما مانديم و شهر بي تپش

وآنچه كفتارست و گرگ و روبه ست

گاه مي گويم فغاني بركشم،

باز مي بينم صدايم كوته ست

باز مي بينم كه پشت ميله ها

مادرم استاده، با چشمان تر

ناله اش گم گشته در فريادها،

گويدم گوئی كه: «من لالم، تو كر

آخر انگشتی كند چون خامه‌‏ای،

دست ديگر را بسان نامه ای

گويدم «بنويس و راحت شو ـ » برمز،

« ـ تو عجب ديوانه و خودكامه اي

من سری بالا زنم ، چون ماكيان

از پس نوشيدن هر جرعه آب

مادرم جنباند از افسوس سر،

هر چه از آن گويد، اين بيند جواب

گويد «آخر . . . پيرهاتان نيز . . . هم . . .

گويمش «اما جوانان مانده‌‏اند

گويدم «اين‌‏ها دروغند و فريب

گويم «آنها بس بگوشم خوانده‌‏اند

گويد «اما خواهرت، طفلت، زنت . . .؟

من نهم دندان غفلت بر جگر

چشم هم اينجا دم از كوری زند،

گوش كز حرف نخستين بود كَر

گاه رفتن گويدم ـ نوميدوا

وآخرين حرفش ـ كه: «اين جهل ست و لج،

قلعه‌‏ها شد فتح؛ سقف آمد فرود . . .

و آخرين حرفم ستون ست و فرج

مي‌‏شود چشمش پر از اشك و بخويش

مي‌‏دهد اميد ديدار مرا

من به اشكش خيره از اين سوي و باز

دزد مسكين برده سيگار مرا

آب‌‏ها از آسيا افتاده؛ ليك

باز ما مانديم و خوان اين و آن

ميهمان باده و افيون و بنگ

از عطاي دشمنان و دوستان

آب‌‏ها از آسيا افتاده؛ ليك

باز ما مانديم و عدل ايزدي

و آنچه گوئي گويدم هر شب زنم:

«باز هم مست و تهي دست آمدي؟

آنكه در خونش طلا بود و شرف

شانه‌‏اي بالا تكاند و جام زد

چتر پولادين ناپيدا بدست

رو بساحل‌‏هاي ديگر گام زد

در شگفت از اين غبار بي سوار

خشمگين، ما ناشريفان مانده‌‏ايم

آب‌‏ها از آسيا افتاده؛ ليك

باز ما با موج و توفان مانده‌‏ايم

هر كه آمد بار خود را بست و رفت

ما همان بدبخت و خوار و بي نصيب

زآن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟

زين چه حاصل، جز فريب و جز فريب؟

باز مي‌‏گويند: فرداي دگر

صبر كن تا ديگري پيدا شود

كاوه‌‏اي پيدا نخواهد شد، اميد!

كاشكي اسكندري پيدا شود

+ 666  چهارشنبه یکم خرداد 1387666 11:47  666 ؟  | 

آی کتاب...ی کتاب..کتاب...تاب...اب...ب...

بمانم و ببینم که گاهی شاه نامه ای و گاهی ماهی سیاه کوچولو را در خودت جا می دهی. نباشم و نبینم که در بزرگ ترین تجمع خواننده گان ات٬ کسانی دنبال نوار فریدون فروغی می گردند و پوستر       دی کاپریو.

پشت کنکوری های ساده که به جرم داشتن احتیاج باید برای خریدن یک کتاب به اندازه ی قیمت همه ی کتاب های بزرگ علوی پول بدهند.

نمایش گاه کتاب بود. اما به خود خدا قسم که دیدم پسری را با یک سی دی به دست اش٬ "مسعود کیمیایی ـــ قیصر".

  کودک زیبایی که کتاب خواست٬ سیلی خورد. آری سیلی خورد. از چه کسی؟ خیلی بی حیایی ست اما پدرش.

 

 

 

 

چه خوب و دوست داشتنی که هر روز کنار کسانی باشی که دوستشان داری: برادران و خواهران ات.حیف شد که تمام می شود. گرچه انتظار کشیدن برای نمایش گاه کتاب را هم دوست دارم. لذت می بری که به پدری کمک کنی برای فرزندش کتاب بخرد. کسی را با یک نویسنده آشنا کنی. با کسی در مورد کتاب حرف بزنی. چه خوبه که کتاب باشه.

انتظار آمدن نمایش گاه را دوست دارم. اما اظطراب این که سال بعد این موقع نمایش گاهی باشد یا نه را هیچ کس دوست ندارد.

بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران: کتاب برابر آگاهی و آگاهی برابر آزادی.

 

+ 666  جمعه بیستم اردیبهشت 1387666 23:4  666 ؟  | 

قابل توجه مانتو فروشی ها!!

توجه! توجه!

 

کلانتری محل آگهی می پذیرد. در پی آزادی دختران بد حجاب به شرط خرید مانتوی مناسب(!) کلانتری محل از مانتو فروشی هایی که قصد فروش بیشتر خود را دارند دعوت می کند یک شعبه در کلانتری دایر کنند تا دختران بی چاره این همه راه مجبور نشوند تا میدان هفت تیر بروند و مانتو های گران گران بخرند.

بله باز هم پلیس اعلام کرد که ما هم هستیم. باز گرما آمد و آبرو ریزی های پلیس شروع شد. راستی خجالت نداره که توی نمایش گاه کتاب گشت حجاب باشه؟ اونم از نوع بین ال مللی.

مانتو بخر خواهر و مادرت رو ببر!!!

توی غرفه بودم و از این که ملت کتاب نمی خرن و فقط اومدن کارت بوک جمع کنند حالم داشت بد می شد. گفتم برم اون غرفه به بچه ها یه سری بزنم که دیدم خانم داره از ته دل. می گفت خواهرش که اومده بود نمایش گاه موقع برگشتن به جرم کوتاه بودن آستین مانتو گرفتن بردن یه جایی تو میرداماد. بعد دوستاش اومدن از هفت تیر براش یه مانتوی بیست و هفت هزار تومانی خریدن تا ولش کردن.

اون موق خیلی به این موضوع خندیدم چون می گفت خواهرش عین خیالش نبوده و کلی مامورها رو سر کار گذاشته. ولی بعد که اومدم خونه و به این موضوع فکر کردم به قوانین مسخره ی کشور بد بختم خندیدم.

کجای دنیا سراغ دارید مجازات یک جرمی که اصلا جرم نیست خریدن مانتو باشه. شاید هم کم کم این مجازات قراره جا بیافته. که اگر یه نفر یه نفر رو کتک زد جریمش اینه که بره و از هفت تیر براش مانتو بخره.

اگه مرد بود چی؟ اون دیگه مشکل خودشه خوب بره مانتوی مردونه بخره.

یا مثلا اگه کسی آدم کشت می تونه یه دست کفن گرون قیمت (ترجیحا از هفت تیر، اگر نداشت مانتوهم قبوله) بخره و آزاد بشه. یکی یک میلیارد کلاه برداری کنه و با یه مانتوی بیست و هفت هزار تومانی آزاد بشه. یا یک نفر که به خاطر مهریه های میلیونی میره زندان با خریدن یه مانتو به راحتی آزاد میشه . دیگه چی می خوای بچه برو حالتو بکن.

یعنی میشه؟ چرانمیشه؟ باید بشه باید بشه.

آزاد باش

+ 666  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387666 23:5  666 ؟  | 

عرضه بنزين آزاد تا اطلاع ثانوي تمديد شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، غلامحسين نوذري - وزير نفت - اعلام كرد: با توجه به رضايت مردم از عرضه بنزين آزاد، تصميم گرفته شد كه عرضه بنزين به قيمت ليتري 400 تومان به‌صورت آزاد، در كنار بنزين سهميه‌يي، تا اطلاع ثانوي ادامه يابد.

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

با این وجود تا چند روز دیگر این خبرها را شنیدید کپ نکنید:

به علت استقبال مردم از گوشت کیلویی ۱۰-۱۵ هزار٬ وزیر گوشت اعلام کرد از این به بعد گاو زنده فروخته  خواهد شد تا مردم به جای این که به دوات گیر بدهند زنده زنده پوست گاو را بکنند تا دل شان تا حد لذت بخشی خنک (خونوک تلفظ شود) شود.

به علت شور و اشتیاق مردم برای دادن کرایه ی بیش تر تاکسی ران ها آزادند تا پول امام حسین تا آزادی را به اندازه ی کرایه ی تهران قزوین حساب کنند تا مردمی که قدرت مالی مسافرت کردن را ندارند به یاد جاده پول اش را بدهند.

به منظور جلوگیری از سر و دست شکستن مردم برای احمدی نژاد این محبوب به جای چهار سال ۸ سال را یک ضرب رییس خواهد بود تا مردم در صحنه٬ همیشه صحنه ای برای بازی داشته باشند.

به علت یک پارچه گی و حضور عمیق و رویایی مردم در انتخابات وزیر انتخابات اعلام کرد از این پس علاوه بر این که هر کس حق دارد دو سه بار رای دهد٬ حتی والدین نوزادان ۱۰۱ روز به بالا هم می توانند به نیابت از فرزندشان را آن ها را در صندوق مقدس بیاندازند.

آزادباش

+ 666  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387666 18:53  666 ؟  |